ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
54
مازندران و استرآباد ( فارسى )
سابقا توش كون ( توش - آتش و كن - فعل امر از كردن ) ناميده ميشد و هنوز دهكدهاى به همين نام در محلى كه از آتشكده چندان دور نيست واقع است . ميگويند در مزرلات نزديك خرم آباد و در حسن آباد كجور هم نفت وجود داشته اما فعلا اثرى از آن ديده نميشود . چون تنكابن در مدار طولى قرينهء چاههاى نفت قفقاز واقع شده و نيز از آن جائى كه آثار وجود نفت در سمنان و هزار جريب مشهود است ميتوان حدس زد كه قطعا تنكابن نفت دارد . اما نميتوان گفت كه در چه عمق و چه مقدار هست . در مراجعت از آتشكده از قريههاى كوه كو و شانتاش يا شانهتراش و برشهبو كه تماما به حبشهبر تعلق دارند عبور كرديم در صد قدمى حبشهبر يك قلعهء مستحكم قديمى ديده مىشود . شكل آن چهار ضلعى و طول هر ضلع 83 گام است و از حصارى گلى بارتفاع 20 پا ساخته و بوسيله خندقى محصور شده است . در آن در طرف مشرق است . براى من نقل كردهاند كه قلعهها و استحكامات ديگرى در تنكابن هست . يكى از اين قلعهها قلعه گردن « 1 » ناميده مىشود كه نزديك بلده است . ديگرى در نزديكى لشكرك سومى كه قلعه پرز نام دارد در سياه ورز است . از برشهبر ميانبر آمديم و از طريق دهات كنار سر و ميان محله به خرم آباد رفتيم . موقع عصر امير اسعد با ما به شهسوار آمد . شهسوار و خرم آباد از محلات توابعاند كه بزرگترين بلوك تنكابن است . وسعت آن از تيل پردسر تا ازه رود است . 21 نوامبر 16 ميل - از شهسوار سواره حركت كرديم . از چشمه كيله و بعد از پلى چوبى كه بر نهر سنگسر واقع است عبور كرديم . اين رودخانه از دهى به همين نام جارى است . پس از آن از نهر حاجى محله « 34 » به دهكده ولى آباد و چندى بعد به تيل پردسر يا تيل پورداب كه در حدود سى متر عرض و پلى چوبى داشت رسيديم .
--> ( 1 ) - تلفظ محلى امروزى آن ( قلاگردن ) است . ( مترجم ) .